![]() |
![]() |
|
| وبلاگ سیاسی- اجتماعی - فرهنگی |
|
رامین شمسایی، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی معتقد است در دوره ریاست علی لاریجانی بر مجلس تنشهای سیاسی و دعواهای بین دولت و مجلس بالا گرفته است و در عین حال میگوید: با توجه به آرایش نمایندگان مجلس نهم، در مجلس آینده دیگر شاهد ریاست علی لاریجانی نخواهیم بود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:9 توسط فرهاد نظریان |
|
|
شاید جای بحث این مطلب برای مردم باشد که چرا آمریکا در مقابل ایران ملایم گردیده و در خلال مذاکرات با سیاستی دیگر وارد عمل شده و شاید جای این مورد که چرا در مقابل کشوری مثل سوریه که انتقادهای آمریکا نسبت به دولت آن جزء برنامه های روزمره آن محسوب می گردید، هم اکنون سکوت بر آن حاکم شده است؟، خالی باشد. لذا قصد آن دارم که به اختصار در رابطه با تحلیل هایی که به ذهن می رسد قدری قلم زنم:
با توجه به نزدیکی انتخابات آمریکا،و تمایل شدید اوباما به روی کار آمدن مجدد در پست ریاست جمهوری، این مهم مستلزم پاک نمودن خاطرات کثیف او در دوره ریاستش از اذهان می باشد و به احتمال شدید زمان مجدد رونمایی دستان پولادین با روکشی مخملی برای اوباما رسیده باشد تا به جلب نظر ملت بپردازد. ولی این سیاست دوگانه با توجه به تمام تفاسیر و اقدامات ضد حقوق بشر کارساز نخواهد شد و و سیاست تغییر در سری اول انتخابات که توسط اوباما گوش جهان را کر نموده بود از یاد ها نخواهد رفت. و تحلیل مهم تر اینکه که می توان بر این قضیه نهاد این است که دشمن فعالیت خود را نسبت به کشوری مثل ایران متوقف نکرده و الان هم شدیدتر از قبل با هوشمندی تمام به مقابله با نظام برخواسته. شاید تعجب کنید ولی این مورد از مسایلیست که نگاه ریز بینانه و عمیقی را می طلبه که به اثبات برسه. جدیداً اکثر رسانه های بیگانه دم از ناتوانی آمریکا و اسراییل در تحریم هایشان علیه ایران می زنند و نشت استانبول هم حکایت از عدم تعارض و دشمنی آمریکا علیه ایران داشت . نکته ای که از این بابت باید متذکر شویم این است که دشمن، سیاست اختلاف درونی در ایران را پیش گرفته و از آنجا که به درستی درک نموده است که دشمنی چون آمریکا برای ایران باعث متحد شدن نیروهای داخلی و انسجام کامل آنها بر علیه آن می شود دست به اقدام نرمخویی زده تا فکر دشمنی آمریکا با ایران از اذهان ایرانی بیرون رود و در درون به جان هم بیافتند و بر سر مسایل سیاسی و جزیی انسجام خود را از بین ببرند. که با توجه به ظرفیتی که در نظام ما مشاهده می شود امکان کارساز بودن آن بسیار است که قوای سه گانه و نیروهای نظام و انقلاب باید هوشیارانه در این برهه عمل کنند و اختلافات جزیی و حزب گرایی های محض که منجر به دور شدن از اخلاق می شود را کنار بگذارند چرا که این عمل بازی در میدان دشمن است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 20:38 توسط فرهاد نظریان |
|
|
مقدمه:
در سال های گذشته و به ویژه از دوران شکل گیری جریان مدعی اصلاحات در ایران(خرداد 1376) برخی از مطبوعات داخلی به عنوان پایگاه دشمنان خارجی در راستای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان عمل کرده و بنیان های فکری ، باورهای دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی و بسیاری از سیاست ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را مورد هجوم قرار دادند. اگر اهداف جنگ نرم دشمنان تغییر باورها ، افکار و رفتار ملت ایران و در نهایتا تغییر ساختار سیاسی کشور باشد، بررسی مطبوعات وابسته به جبهه دوم خرداد و جریان مدعی اصلاحات نشان می دهد که آنان تا چه حد در خدمت دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفته و برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی تلاش کردند. در شرایط کنونی یکی از بهترین راههای شناخت دیدگاهها، مواضع و عملکرد احزاب و گروههای دوم خردادی مدعی اصلاحات، بررسی مواضع به یادگار نشسته این احزاب در مطبوعات است که در این مقاله در حد وسع و توان به آن پرداخته ایم. با توجه به اهمیت و نقش مطبوعات در صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و با توجه به پیشرفت های چشمگیری که در زمینه گسترش ارتباطات و وسایل خبری بوجود آمده است، این رسانه بیش از گذشته به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها، برای نقش دادن و شکل دهی افکار عمومی، عمل می کند. که بدین منظور مهمترین نقش مطبوعات[1] در موارد زیر اشاره می گردد: الف- نقش مطبوعات در توسعه: پدیده مطبوعات اگرچه خود معلول پدیده توسعه می باشد ولی از جهتی به عنوان ابزار و علت توسعه عمل می کند. ایجاد ارتباط منطقی میان حاکمان و حکومت شوندگان به منظور درک نیازهای متقابل، روشن نمودن و نکیه بر علوم مختلف ، تحریک جامعه به گسترش علم و دانش و توسعه فنی و صنعتی و در نهایت نشر فضایل و ارزشهای انسانی در جامعه، از مهمترین نقش های مطبوعات در فرآیند رشد و توسعه می باشد. سید جمال الدین اسدآبادی معتقد است:« روزنامه ، خوانندگان خود را نشسته به سیر و سیاحت عالم دلشاد می کند. بالجمله جریده، انسان خواهان سعادت را، دوربینی است جهان نما، ذره بینی است حقیقت برا، راه بری، نیک فرجام است. دیده بانی است پیدا و مربی کامل برای عموم و عالمان راست سرمایه.»[2] مطبوعات را باید یکی از مجراهای قدرتمند و دیرینه ارتباط جمعی دانست که همواره با بهره گیری از تکنولوژی و دانش روز، جایگاه ارزشمند خود را در فرآیند رشد و توسعه ملی حفظ کرده است. و مصداق بسیار مناسب و در برگیرنده ای برای هم زیستی، همگرایی سازنده و رشد افراد جامعه است، چرا که سیر تحولات تاریخی به عنوان عامل بنیادی در ارسال و گسترش پیام تحولات اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و صنعتی، همواره مشوقی قدرتمند در ابداع ابزار و ایجاد فنون بهتر و پیشرفته بوده است. به گونه ای که اگر نقش«ماشین بخار» را در تحولات اقتصادی اروپا و جهان، تعیین کننده و اساسی بدانیم، «مطبوعات» را نیز باید در جهت گسترش و ارتقای پیام این تحول و ایجاد یک فرهنگ سیاسی تولیدی جدید، زمینه ساز راه رشد و توسعه کشورهای غربی به شمار آوریم.[3] ب- نقش مطبوعات در تحولات سیاسی-اجتماعی: از میان وسایل ارتباط جمعی که وظیفه نشر اخبار، افکار و فرهنگ را بر عهده دارند، مطبوعات از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نقش مهمی در تشکیل و هدایت عقاید و افکار عمومی، در اشاعه معلومات و فرهنگ و گذراندن اوقات فراغت، تبلیغ کالا و خدمات و واردار ساختن مردم به مشارکت در امور سیاسی اجتماعی پیدا کرده است. امروز نشریات، همانند رادیو و تلویزیون ، به جزئی از لزوم ضروری زندگی اجتماعی تبدیل شده است. تاثیر مطبوعات و فرهنگ یک تاثیر دوجانبه است. همانطور که مطبوعات موجب تقویت و بیداری می گردند، توسعه این رسانه نیز خود نتیجه بلوغ فکر بشر است. اگر چه برخی مطبوعات ، ممکن است انحراف فکری بشری را به دنبال داشته باشند، ولی در مجموع می توانند راه بهتر زندگی کردن بشر را به او آموخته و او را برای دگرگونی اصولی آماده سازند. از آنجا که دانش و اطلاعات به عنوان مهمترین سلاح و ابزار قدرت در آمده است، مطبوعات به توزیع قدرت نیز مبادرات می کنند و به همین خاطر ، حکومت های استبدادی و دیکتاتوری از بیداری و آگاهی توده های مردم در هراس بوده و بیشترین کوشش خود را در تقابل و تهدید و تحریف مطبوعات نشان داده اند. ج- مطبوعات به عنوان ارکان دموکراسی: اگر دموکراسی را به مفهوم عام از عمده ترین شاخص های جامعه مدنی بدانیم، رسانه ها و به ویژه مطبوعات، ناگزیر در جایگاه یکی از ارکان جامعه مدنی قرار می گیرند و در فرهنگ سیاسی نوین، خود یکی از ارکان جامعه مدنی قرار می گیرند و در فرهنگ سیاسی نوین، خود یکی از ارکان دموکراسی به شمار می آیند. با این تغییر،وجود و فعالیت مطبوعات متکثر و متنوع در جامعه، بطوری که بتوانند افکار و سلیقه های گوناکون را نمایندگی کنند و از حریم و و حقوق و آزادی های افراد و گروههای اجتماعی حراست و پاسداری نمایند، از سویی از جمله مهمترین نماد وجود و پویایی جامعه مدنی محسوب می شوند و به رشد، گسترش، تحکیم و تقویت آن یاری می رسانند. یکی از معیارهای جامعه مدنی،مطبوعات آزاد، زیاد و متنوع می باشد، مطبوعات ، صداهای گوناگون را که مبین خواسته ها، نیازها، علایق و دیدگاههای مختلف است، منعکس می کنند و شرایط بحث و گفتگو و مفاهمه و در نتیجه پرورش بردباری اجتماعی و مدارای اجتماعی را فراهم می آورند. مهمتر از کمیت در مطبوعات ، کیفیت ، محتوا، اهداف، ویژگی عملکرد و میزان تاثیر بر مخاطبان آن است که در گسترش مشارکت مردم، نقش مهم و اساسی ایفا می کنند، چرا که اگر این رسانه ها مورد اعتماد و باور مردم در حوزه های عدالت خواهی بی طرفی و استقلال و درست اندیشی قرار گیرند، به پیشبرد جامعه مدنی کمک خواهد کرد. نقد مطبوعات در دوران سازندگی و اصلاحات در چند سال اخیر، فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور دغدغه ها و نگرانی هایی را برای دلسوزان جامعه اسلامی و انقلابی ایران، پدید آورده بود. بیشتر این نگرانی ها، ناشی از تاثیر فرهنگ و سیاسی جریان هایی بود که در حوزه های فکری ، فرهنگی و مطبوعاتی کشور فعال بوده و اعتقادی به بنیان های نظری انقلاب اسلامی و نظام دینی، نداشتند. اندیشه گرانی که در دوران سازندگی و توسعه اقتصادی ، به صورت تدریجی، مبانی لیبرالیسم را با هدف سکولاریزه کردن جامعه و سپس براندازی نظام اسلامی از تریبون های خاصی ترویج می کردند، به عنوان منبع اصلی کار مطبوعات مدعی اصلاح طلبی شدند. بررسی کارکرد و مواضع سیاسی مطبوعات با گرایش اصلاح طلبی، نشان می دهد که نشریات وابسته به دولت اصلاحات و اصلاح طلبان در قدرت ، نقش اول را در شبهه افکنی، حمله و تضعیف مبانی و اصول انقلاب اسلامی بازی می کردند. به عنوان نمونه ، ماهنامه آفتاب با مدیر مسوولی، عیسی سحرخیز، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران عطاءالله مهاجرانی و همچنین نماینده مدیران مسوول مطبوعات در هیات نظارت بر مطبوعات در دوران اصلاحات، چهارسال اول(تیز77 تا اردیبهشت 81) با 66 مورد، جایگاه دوم شبهه پراکنی و در چهار سال دوم(اردیبهشت81 تا خرداد84) با 252 مورد، جایگاه اول را به خود اختصاص داد. جریان اصلاح طلبی به عنوان بزرگترین تهدید در طول سه دهه از تاریخ انقلاب اسلامی بود که اگر چه مانع رشد و توسعه معنوی و مادی ایران اسلامی گردید، اما همچون تهدید بزرگ جنگ تحمیلی در دهه اول انقلاب اسلامی تبدیل به فرصت بزرگی شد که ضمن نمایان شدن چهره های نفاق جریان های و عناصر سیاسی و آزمون خواص در این دوران،ملت انقلابی با بصیرت بالای خود، نسبت به آینده نظام دینی امیدوارتر شده و قطار انقلاب اسلامی با کمیت و کیفیت بیشتری به حرکت روبه جلوی خود ادامه می دهد.
پی نوشت ها: [1]: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجموعه مقالات،(تهران،وزارت،1371)ص123 [2]: مجله آیینه پژوهش، سید و مطبوعات(سال ششم، شماره4،مهرماه 1374)ص35 [3]: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجموعه مقالات پیشین، ص123 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:15 توسط فرهاد نظریان |
|
|
از دوستان محترم خواهشمندم قبل از مطاله یادداشت زیر حتما این مطلب را بخوانند: صرفا صرفا جهت اطلاع: در نوشته زیر مطلبی در رابطه با انجمن حجتیه آورده شده است که تنها به خاطر بیان عملکرد نظام در مقابل چنین جریانات منحرف می باشد وگرنه نویسنده قصد ایجاد تشابه بین جریان حال حاضر و انجمن حجتیه ندارد
چند وقتیست که مشاهده شده نسبت به جریانهای انحرافی بالاخص جریان حال حاضر ،قدری غفلت وجود دارد و موضع ها نسبت به این جریانهای کاذب و منحرف از موضع ابتدایی خود دور شده اند و صحنه را به نفع این گونه جریانها تغییر می دهند و در گفته ها و نوشته ها نوعی سفسطه حرفه ای وجود دارد که به نظر بنده سکوت در مقابل این گونه اظهار نظرها خود نوعی انحراف عظیم است که الحمدالله امروزه ملت بصیر ایران نسبت به این موارد آگاهند و نوشته های چون نوشته ذیل صرفا جهت اطلاع و یا یادآوری می باشد. نکته ای که باید بیش از این مورد توجه قرار گیرد این است که نظام جمهوری اسلامی ایران با سه قوه خود به محوریت رهبر معظم انقلاب با قدرت و صلابت در جهان پیش می رود و علی رغم وجود تهدید در جهان از سوی مستکبرین، هیچ نیرویی باعث غفلت از اهداف و ارزشهای آن نمی شود. لذا هر گونه فشار از طرف نیروهای داخلی یا تعارض بین قوا خود باعث ایجاد یک فضای فشل آور می شود که بسیار ناپسند و نابجا می باشد. ولی این موارد نباید باعث فراموش جریانات منحرف در نظام شود که همین غفلت خود ظلم بزرگیست بر نظام و از طرفی ذهنیت ها و گرایشات افراد هم نباید خود باعث نسیان عملکرد پیشین انحرافیون شود که این مورد بیش از موارد دیگر در بین طرفداران احزاب یا دولت خاص بروز پیدا نموده است . به یاد دارم در کلاسی که در مورد انحرافیون بحث شد ، استاد در جواب فرمود به خاطر اینکه کسی نسیت به این افرادی که شما آنها را انحرافی ملقب نموده اید، پیگیری خاصی ننموده یا آنها را به پای محاکمه نکشانده است ،آنها از این صفت مبرا می باشند که در جواب اینگونه افراد ساده لوح یا به نظربنده منفعت جوی کوته بین عرض می کنم که اگر دیده شده که تا الان پیگیری جدی عملی نشده (که در پشت پرده قطعا پیگیری های شدید رخ داده است) به خاطر این است که قطعا رهبر معظم انقلاب در این شرایط حساس بین المللی مصلحت را در مقابله شدید با این گونه موارد و مسایل فرعی نظام ندیده اند و با این حال هر از گاهی نسبت به وجود این انحراف تذکراتی توسط معظم له دیده می شود ولی با وجود این مصلحت، غفلت به هیچ وجه جایز نمی باشد. بنده جهت تبیین عملکرد نظام در مقابل جریانات منحرف، به گذشته تاریخی انجمن انحرافی حجتیه می پردازم و اقدامی که حضرت امام (ره)با این حذب انجام داده است را به نحوی بیان نموده ام. انجمن حجتیه در سال 1336 توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولائی معروف به حلبی تاسیس شد. حلبی از واعظان معروف آن زمان در شهر مشهد بود که به دنبال ماجرای دولت مصدق و پس از شکست در انتخابات مجلس از سیاست کناره گیری کرد و با مهاجرت به تهران انجمن را بنیان گذاشت. انجمن هدف اصلی خود را مقابله با بهائیت می دانست و اعضای خود را از ورود در سیاست منع می کرد. در تبصره دوم اساسنامه انجمن آمده بود: «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسوولیت هر نوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، برعهده نخواهد داشت.» [1] در آغاز امام نه تنها اجازه دادند اعضای انجمن از وجوهات برای پیشبرد فعالیت های خود بهره ببرند، بلکه آیت الله خزعلی را نیز به عنوان نماینده خود در انجمن معرفی کردند. برخی مراجع نیز در این برهه به حمایت و تقدیر از فعالیت های انجمن در مواجهه با خطر نشر بهائیت پرداختند. با اوج گیری نهضت اما کم کم واقعیت چهره های انجمنی ها مشخص شد. حجتیه ای ها در مبارزات نیز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائیت کمکی به انقلابیون نکردند بلکه با سخنرانی های متعدد، حرکت امام را محکوم نمودند. در این دوره در زمانی که سه وزیر کشور بهایی هستند و مسئولیت های متععدی در اختیار بهائیان است، شاه با استقبال کامل فعالیت انجمن را همراهی میکند و با تائیدات مکرر ادامه حرکت را تضمین می نماید. در اینجاست که همکاری صمیمانه تر با ساواک شروع می شود. در واقع شاه تعادلی میان حضور بهائیان و فعالیت های انجمن ایجاد می کند که همواره بهانه ای برای مبارزه در دست انجمنی ها باشد و متعاقب آن نوعی تفرقه در بدنه مذهبی جامعه ایجاد شود. با پیروزی انقلاب حلبی حتی صریحا نسبت به امام موضع گرفت و به حرکت انقلابیون اعتراض کرد. او در مورد امام تصریح کرد: «یک خودکاری در دستش گرفته و یک اعلامیهای نوشته، میخواهد آمریکا را شکست بدهد.» [2] انجمن اصل انقلاب قبل از ظهور را زیر سوال می برد و بیان می کرد که باید نشست تا امام زمان بیاید و کارها را انجام دهد. حلبی در سخنانی همراه با طعنه و حتی اهانت به امام(ره) می گوید: «یک چند صباحی است دارند تشجیع میکنند اما به بیراهه، ملتفت نکته باشید، اول شما یک افسر، یک پیشوا و رهبر معصوم، جنگی پیدا کنید یک رهبری که بتواند اداره اجتماع کند روی نقطه عصمت نه عدالت عدالت کافی نیست. پریشب گفتم اوّل او را پیدا کنید او را اقامه به کار کنید، مطرح داشته باشید، نقشه صحیح طبق نظر این رهبر معصوم داشته باش، آنوقت برو جانت را بده. آنوقت منهم واجب است منبر را رها کنم. منبر بازی است، هفتتیر به کمرم ببندم بروم جلو. آن رهبر جلو باشد رهبر معصوم جلو بیافتد، فهمیدی؟ بنده توی خانهام بنشینم، پلو بخورم، به جناب آقا بگویم برو میدان (طعنه به حضرت امام)، میگوید: برو آقا دنبال کار خودت، خیلی خوب است، خودت بیا عمل کن، التفات فرمودید یا نه؟ خون مردم عرض و ناموس مردم را نمیتوان داد به کسی که خطا میکند. انشاءاللهتعالی، به یاری خدا، به لطف خدا آن حاکم اسلامی، آن حاکم الهی که معصوم از هر خطا و اشتباه است و معصوم از هر گناه است، حضرت بقیةالله تشریف بیاورند، جانمان را قربانش میکنیم.» [3] با مشخص تر شدن رویکرد کسانی که امام بعدها آنان را مقدس نمایان بی شعور و ولایتی های بی ولایت لقب داد، کم کم ایشان از آیت ا... خزعلی خواستند تا به حضورش با عنوان نماینده در انجمن پایان دهد. آیت الله خزعلی در این خصوص می گوید: «نظر به سازماندهی و گستردگی انجمن حجتیه، امام به من فرمودند که بر این گروه نظارت کنم و به ایشان گزارش نمایم. از ایشان درخواست کردم تا حکم کتبی به من بدهند.ایشان گفتند: نیازی به این مسأله نیست. ولی به علت سوءاستفادههای بعضی افراد انجمن آن هم در حد فردی نه خود انجمن، اینگونه برای دیگران مطرح میکردند که بودن اینجانب در انجمن دلیل بر تأیید امام بر کل انجمن است. امام هم از 12 رمضان 60 این نظارت را از من گرفتند.» [4] با پیروزی انقلاب انجمن در چرخشی تعجب بر انگیز از شهیدان خود سخن گفت و خود را به اصطلاح کاتولیک تر از پاپ جلوه داد. اوج نفاق و دورویی انجمنی ها در این دوره به نمایش گذاشته شد. حلبی که روزی در تماس با آقای شریعتمداری می گفت باید در تقوای امام شک کرد در این دوره مدافع انقلاب شد و چنان سخن گفت که انگار سالیان دراز است همراه با امام بوده! [5] اگرچه انجمنی ها خود را از موالیان حضرت حجت و حامیان واقعی انقلاب جلوه می دادند، اما همچنان انحراف های ایدئولوژیک در عمق بینش آنها وجود داشت. انحراف هایی که با واکنش جدی تر امام مواجه شد: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاریدکه معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه میآید؟ حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.» [6] به دنبال این قبیل مواضع، انجمن با چهره ای حق به جانب طی بیانیه ای پرمعنا و کنایه دار تعطیلی خویش را اعلام کرد. در این بیانیه با اشاره به سخنان امام آمده بود: «در پی این فرمایش شایع شد که طرف خطاب امر مبارک این انجمن است. اگر چه به هیچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی یابیم و در ایام گذشته به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام علیه السلام این خدمات دینی و فرهنگی را تأئید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظم له به تعطیلی انجمن نماید در دست نبود. معذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نگشت؛ لیکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت های محترمه موثقه و بنا به قرائن کافیه محرز شد که مخاطب امر معظم له این انجمن می باشد. لذا موضوع توسط مسئولین انجمن به عرض موسس معظم و استاد مکرم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید. فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه ها و برنامهها باید تعطیل شود...» این بیانیه همچنین می افزود: «براساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود، تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت و حفظ وحدت و یکپارچگی امت و رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دفع غرضورزی دشمنان اسلام... اعلام میداریم که از این تاریخ، تمامی جلسات انجمن تعطیل میباشد و هیچ کس مجاز نیست تحت عنوان این انجمن کوچکترین فعالیتی کند.» [7] البته امام نیز با بیان اینکه انجمن تعطیل شده است و نه منحل آن روز این حرکت را بی فایده خواند.[8] امام بعدها نیز در منشور روحانیت به صراحت در مورد انجمنی ها سخن به میان آوردند. ایشان فرمودند: «دسته ای دیگر از روحانی نمایانی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار میساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است؛ امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا میدانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت بر ایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لا مذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن ها و کنایهها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه ای به دست دشمنان کار آسانی نیست. با این که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می شود، فورا باندها فریاد می زنند که چه نشسته اید جمهوری اسلامی می خواهد آبروی روحانیت را ببرد.» [9] امام در جایی خطاب به ناطق نوری، وزیر کشور و علی اکبر پرورش، وزیر آموزش و پرورش، نظر خود را نسبت به انجمن چنین ابراز می کنند: «به آنها پست کلیدی ندهید. خطرناکند. وقتی آمدند بین شما تفرقه ایجاد می کننند، تشتت ایجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار دیگری دارند. دنبال مسئله دیگری هستند. اینها با شاه همکاری می کردند. برایشان مسئله دین مطرح نبوده است.» [10] ایشان همچنین در جواب آقای امامی کاشانی در جایی می فرمایند: «آنها را من تائید نمی کنم، آنها از نظر بینشی انحراف دارند و اینها معتقدند که در زمان غیبت امام زمان نمی شود تشکیل حکومت داد و ادامه می دهند که انجمن قابل اصلاح نیست.» [11] و به این ترتیب مدارای امام با حجتیه ای ها هم به پایان رسید. مواجهه امام با انجمنی ها از آنجا بود که آنان از انقلاب و جنگ و مبارزه دم می زدند اما در پوشش این همه ادعا نوعی سکولاریسم را ترویج میکردند. انحراف فکری از خط انقلاب عمده ترین دلیل حذف انجمنی ها بود. منابع: [1] -عمادالدین باقی, در شناخت حزب قاعدین زمان [2] - همان. [3] - همان. [4] - همان. [5] - اقتباس از سخنان مهندس طیب, حزب قاعدین زمان, ص220 [6] - حضرت امام(ره)، 21/4/62. [7] - عمادالدین باقی، در شناخت حزب قاعدین زمان [8] - پایگاه خبری شریف نیوز، "اعاده حیثیت از انجمن حجتیه" [9] - صحیفه امام، ج21، 3/12/67. [10] - سخنرانی آقامحمدی نماینده همدان در مجلس، روزنامه اطلاعات، 30/1/62 . همچنین: مرتضی فیروزآبادی، بازشناسی مبانی فکری انجمن حجتیه [11] - محمد رضا اخگری، کتاب ولایتی های بی ولایت، ص 60
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:39 توسط فرهاد نظریان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:10 توسط فرهاد نظریان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به یاد رفیقان عرشی
شهیدان کربلایی حجت الله رحیمی (تاریخ شهادت:18/12/90) کربلایی علی جنیدی (تاریخ شهادت:17/6/90) ای شقایق های آتش گرفته/ دل ما شقایقیست که داغ شهادت شما را در بردارد/آیا آن روز نیز خواهد رسید/ که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید باید گذشت از دنیا به آسانی باید مهیا شد از بهر قربانی سوی حسین رفتن با چهره خونین بهبه چه زیبا بود این سان معراج انسانی |
|
RSS
|